يحيى دولت آبادى
22
حيات يحيى ( فارسى )
و بوستان نيست ولى از صفاى كنونى اين شهر نزهت فصل بهارش را ميتوان قياس گرفت . مملكت اكرن و مخصوصا ادسا را نميتوان در آزادى با قفقاز بلكه با روسيه مركزى مقايسه كرد استبداد حكومت روس در اين شهر مانند شهرهاى قفقاز شدت ندارد روزنامها آزادند وقايع ايران را مفصل نوشته صورت فجايع وارد شده بر آزاديخواهان را نشان ميدهند و در نفوس خلق تأثير شديد نموده است روز چهارم شهر رمضان از ادسا بجانب سينوب روانه ميشويم سينوب شهر كوچكى است در كنار درياى سياه از بلاد اناطولى از آسياى صغير قرانتينگاه درياى سياه دولت عثمانى است بناى سينوب در ميانه دره واقع شده اطراف آن بر فراز تلهاى مرتفع آبادى و زراعت مختصرى نمودار است اين شهر اگر بدست اروپائيان بود با اوضاع طبيعى كه دارد يكى از شهرهاى قشنك ميشد ولى اكنون آثار آبادى درستى از آن ديده نميشود . صبح روز جمعه كشتى ما كه موسوم است به ( كرنيلو ) در برابر سينوب لنگر مياندازد مأمورين صحيه عثمانى بكشتى آمده بيرق زرد را بالا مىبرند مدت پنج روز در اين محل بايد اقامت نمود مأمورين قرانتين مسافرينى كه در درجه سيم منزل دارند باتمام اسباب بساحل برده در عمارتهاى مخصوص قرانتين منزل ميدهند ولى ما كه در قمرهها هستيم چه درجه اول چه درجه دوم در كشتى توقف داريم ميگويند اشخاص متوقف در قمرهها داراى كثافت نيستند و ميكرب ناخوشى در تن و لباس و اسباب آنها نيست از اين سبب نه اسباب آنها را متعرضند و نه آنها را جابجا مينمايند درست است كه مردم اين دو درجه از درجه سيم تميزترند ولى چون باهم محشورند چندان تفاوتى ندارند بايد گفت ملاحظه از آنها باحترام دولتمندى آنها است و بىملاحظگى از درجه سيم بواسطه فقر و پريشانى بلى تأثير فقر و غنا در زندگانى عايله بشرى زياد است و مخصوصا در غربت كه احترام و اعتبار تنها به دارائى است اگر چه در وطن هم اينطور است اما در وطن گاهى خصوصيتهاى ديگر كار پول را مىكند در غربت آن خصوصيتها در كار نيست معرف و معروف پول است و بس اگر يكى از كثيفترين آنها كه بيرون رفتند پول علاوه داده بليط قمره گرفته بود كسى متعرض او نبود